با توجه به این که عرضه ملک در بازار بیش از ماه های ابتدای سال ۲۰۲۲ و نرخ های بهره بالاتر است، آیا بالاخره شرایط بازار مسکن تورنتو در حال تغییر به نفع خریداران است؟

آیا تمام خانه‌ها معیوب هستند؟

مدتی پیش در Open house خودم شاهد بودم که یک زوج جوان خریدار به همراه مشاور املاکشان وارد شدند ، همانطور که مشغول جواب دادن به پرسش‌های بازدیدکنند گان بودم، به رفتار و گفتار همکار محترم هم توجه می‌ کردم، متوجه شدم که ایشان هر جنبه از خانه را که معرفی‌ می‌‌کند یک اظهار نظر منفی‌ هم به دنبال دارد. بطور مثال به  خریدارانش می‌‌گفت ، این خانه در نزدیکی‌ خیابان یانگ‌ است بنابرین باید انتظار مقداری سر و صدا و مزاحمت‌های مربوط به این خیابان شلوغ را داشته باشید، آشپزخانه خیلی‌ بزرگ و جادار است ولی‌ بک اسپلش ندارد! اتاق‌ها همه کف چوبی دارند ولی‌ اتاق خواب اصلی‌ موکت است و فرش رویش خوب جلوه نمی‌کند. شاید این همکار محترم تصور می‌‌کرد با مطرح کردن نکات منفی‌ در نزد خریداران خودش ارج و قرب بیشتری پیدا می‌‌کند، در صورتیکه در پایان روز ایشان تعدادی خانه سراپا معیوب به مشتری‌هایش نشان داده است. 

 نزدیکی‌ به خیابان یانگ‌ برای شخصی که می‌‌خواهد از فعالیت‌های اجتماعی دور باشد و در یک جای ساکت زندگی‌ کند ممکن‌است مزاحمت و سر و صدا داشته باشد  در حالیکه  نزدیکی‌ به خیابان اصلی‌  برای این زوج جوان یعنی‌ دسترسی‌ آسانتر به مدرسه، کار به سرویس‌های رفت و آمد . من خودم همیشه نکات مثبت و منفی‌ یک ملک را با توضیح تمام موارد برای مشتریانم بیان می‌‌کنم اما از همه مهمتر اینست که قبل از شروع فعالیت برای پیدا کردن ملک حتماً ساعتی‌ را در دفتر کارم با خریدار می‌‌نشینیم و صحبت می‌‌کنیم تا کاملاً متوجه بشوم  چه جنبه هایی از ملک برای خریدارانم مهم است، آیا تمایل دارند نزدیک خیابان اصلی‌ ، مدرسه اتوبوس، مترو…. باشند ، بودجه شان چقدر است، آیا خانه  می‌‌پسندند یا آپارتمان، در کدام منطقه شهر  می‌‌خواهند زندگی‌ کنند، آیا نزدیکی‌ به خط قطار،  برایشان آزار دهنده است؟ شاید برای بسیاری عجیب باشد اما من مشتری هایی داشته‌ام که از من خانه ای خواسته اند که شیک باشد، اتاق‌ها و سالن بزرگ داشته باشد و اگر در نزدیکی‌ خط قطار بود اصلا اشکالی ندارد چون قیمت ملکی که نزدیک خط آهن است احتمالا برایشان مناسب تر بوده است. در صورتیکه برای بسیاری از خریداران ممکن‌است نزدیک به قطار بودن مساله باشد، بنابرین مشاوری که بداند مشتری از سر و صدای خیابان یانگ‌ خوشش نمی اید اصلا چرا چنین خانه ای را به او نشان می‌‌دهد اگر مشتریش می‌‌خواهد در نزدیکی‌ خیابان اصلی‌ زندگی‌ کند خوب از خیابان اصلی‌ اتوبوس، اتومبیل، امبولانس، ماشین آتش نشانی… عبور می‌‌کند و سرو صدا دارد جای این توضیح قبل از جستجو برای خانه است، اگر این خانه‌ها همه معیوب است چرا نشان می‌‌دهید؟ منظورم این است که شما قبل ازاینکه مشتری را در اتومبیل سوار کنید و دور شهر بگردانید باید دقیقاً نیاز‌های او را بدانید. از آن‌طرف گاهی‌ تماس هایی گرفته می‌‌شود که آقا می‌‌شود همین الان‌ خانه ای که آگهی‌ کرده‌اید ببینیم طبیعیست که من هم مانند همه ابنا بشر در طول روز مشغول کاری هستم و قادر نیستم همین الان به اوامر هر کسی که  تماس می‌گیرد فورا رسیدگی کنم اگر هم وقتم آزاد باشد تا ندانم منظور از این بازدید چیست چنین کاری نمی‌کنم. ترکیب مشتری که همین الان می‌‌خواهد خانه‌ای را ببیند به علاوه مشاوری که آمده در این بیزینس تا پول آسان بدست بیاورد و تا حالا دوریال خرج آموزش خودش نکرده است نتیجه اش می‌‌شود باز دید از خانه ای که هیچکس نمی داند آنجا چکار دارند. وقتی‌ آن مشاور محترم و مشتریهایش از Open house خارج می‌‌شدند آخرین مکالمه شان جالب بود، در آستانه خروج، مشتری گفت این خانه که زیرزمینش تکمیل نبود؟! مشاور املاکش پرسید مگر شما زیرزمین تکمیل شده می‌‌خواستید؟!… برای همین هم هست که ما همواره از دوستان خریدار خواهش می‌کنیم که ساعتی‌ را در دفتر کارم با هم در مورد نیاز‌های آنها صحبت کنیم ، مسائلی‌ که باید قبل از خرید بدانند برای آنها روشن کنیم ، تفاوت Client با Customer که هر دو به فارسی‌ میشود مشتری برای آنها بیان کنیم.  در مورد وام بانکی که احتمالا احتیاج دارند با مشا ور وام خودمان مشورت ‌‌کنیم و برای پیش تائیدیه وام اقدام ‌‌کنیم، وقتی‌  ما در مورد نیاز مشتری توجیه شدیم و مشتری در مورد بودجه و جایگاه خودش به عنوان customer یا client توجیه شد به اتفاق به دیدن خانه هایی که مطابق نیاز آنهاست می‌‌رویم، طبیعی است که خانه ممکن‌است نقاط ضعف یا قوتی داشته باشد، کنار خیابان اصلی‌ یا ایستگاه اصلی‌ قطار برای یک مشتری نقطه قوت است، برای یک مشتری دیگر نقطه ضعف، یکی‌ دوست دارد کف خانه چوب باشد یکی‌ ممکن‌است دوست داشته باشد کف خانه اش موکت باشد، یکی‌ در طبقه هم کف آپارتمان دوست دارد زندگی‌ کند چون آسانسور او را عصبی می‌‌کند دیگری ارزش آپارتمان را در داشتن منظره خوب در طبقات بالا می‌‌بیند.

در اینصورت اگر به خریداری که از ما واحدی در طبقه همکف خواسته واحدی در طبقه چهلم نشان دهیم و برایش توضیح دهیم که این واحد نمای خوبی‌ دارد ولی‌ خوب عیبش اینست که باید هر روز زمانی‌ را منتظر آسانسور شوید،  خریدار حق دارد بپرسد اصلا چرا چنین‌ واحدی را برای نشان دادن به من انتخاب کرده‌ای. منظورم اینست که مشاور املاکی که در ابتدای این مطلب به آن اشاره کردم نه خودش می‌‌داند چکار می‌‌کند نه خریدارش را توجیه کرده است و به احتمال بسیار به نتیجه در خور نخواهند رسید. اما خبر خوب برای فروشنده خانه Open house ما اینست که ما آن خانه را دو سه‌ روز بعد به خریداری که دقیقاً می‌‌دانست چه می‌خواهد فروختیم، ایشان از اینکه  خانه نزدیک خیابان اصلی‌ است خوشحال بود ، بک سپلش آشپز خانه؟ همان بهتر که ندارد با پانصد دلار هر مدلی‌ دلش بخواهد برای آشپز خانه سفارش می‌‌دهد، خیلی‌ خوب بود که یکی‌ از اتاق‌ها موکت بود خریدار ما فرزند خردسالی دارد که بازی روی موکت برایش مناسب تر است. مبارکش باشد.

 اگر قصد خرید خانه دارید به شما توصیه می‌‌کنم قبل از هر تصمیمی با ما تماس بگیرید مطمئن باشید دانشی که بدست می‌‌آورید به شما کمک می‌‌کند خرید بهتری انجام دهید. چنین خرید بزرگی‌ ارزش صرف یک‌ساعت وقت را دارد. بخصوص اگر بدانید که ما همواره بهترین‌ها را برای خریداران خودمان کنار گذاشته ایم و از همه مهمتر یک سنت هم برای شما هزینه ندارد. به امید دیدار.

نکته ای در مورد توافقنامه خریدار و فروشنده

یکی از دوستان  با من تماس گرفتند و سئوالی با این مضمون مطرح کردند

سئوال: فرض کنیم فروشنده و خریدار به توافق نهایی رسیده اند و منتظر هستند تا ظرف یک یا دو ماه آینده مراحل انجام معامله از طرف وکلای دو طرف نهایی شود و در این فاصله فروشنده هنوز در داخل خانه زندگی می کند، چنانچه در این مدت صدمه ای به خانه برسد یا مثلاً لوازم خانگی موجود که همراه خانه به فروش رسیده است با نوع نامرغوبی تعویض شوند، تکلیف خریدار چیست؟( بطور مثال، خواننده محترم ما احتمال می دهند که لوازم خانگی که فروشنده برایشان گذاشته است با آنچه که قبلاً دیده بودند تفاوت دارد.)

جواب: در مورد لوازمی که همراه خانه بفروش می رسند بهترین راه اینست که مشخصات کامل آنها در قرار داد خرید ذکر شود، مثلاً به جای اینکه در قسمت مربوط فقط نوشته شود یخچال، اجاق گاز، خشک کن و…… مشخصات هر یک به تفضیل بیان شود. مثل یخچال 16 فوت سفید رنگ مارک X  مدل Y و….در اینصورت راه سوء تفاهم های احتمالی در آینده بسته خواهد شد.

دیگر اینکه یکی از شرایط مندرج در قرار داد که می تواند از طرف خریدار مطرح شود و شخصاً هنگامی که خریدار را در یک معامله نمایندگی می کنم، این شرط را همواره از طرف خریدار در قرارداد می گنجانم  «حق بازدید خانه یک بار یا دوبار قبل از انتقال نهایی از طرف خریدار است»، اگر چه بعضی مواقع در هماهنگی زمان بازدید بین خریدار و فروشنده مشکلاتی بروز می کند، چون فروشنده در حال اسباب کشی است و طبیعتاً در چنین وضعیتی تمایل به پذیرفتن مهمان ناخوانده ندارد و خریدار هم نگران وضعیت خانه و صحت و سلامت معامله ایست که انجام داده است، در هر صورت وجود این شرط در قرار داد کمک می کند تا یکبار دیگر یک بازدید مختصر توسط خریدار و قبل از نهایی شدن معامله انجام شود.

یکی از شروط دیگری که در قرار داد در جهت منافع خریدار می گنجانم اینست که لوازم منزل در روز تحویل در شرایط کاری مناسبی قرار داشته باشند. اگر در روز بازدید متوجه عیبی شدید با تماس فوری با وکیل می توانید از فروشنده بخواهید که این نقایص را برطرف کند.

حالا اگر تمام این شروط گذاشته شد و خریدار در بازدید نهایی متوجه نقصی مثلاً در کارکرد لوازم خانه شد، آیا باید از انجام معامله خودداری کند؟

 خیر، بهتر است بلافاصله با وکیل خود تماس بگیرد و مسئله را ذکر کند. مطمئن هستم که در چنین شرایطی توصیه وکیل، خودداری از انجام معامله نیست، چون در اینصورت بعلت تخلف از انجام قرار داد، فروشنده ممکنست تقاضای خسارت نماید. زیرا احتمالاً فروشنده هم خودش خانه ای خریده و این باعث یک سلسله خسارت به افراد مختلف خواهد شد.

بهترین راه اینست که به محض تحویل گرفتن ملک، همه چیز را بازرسی کرده و چنانچه مسئله ای بنظرتان می رسد فوراً در همان روز با وکیل خودتان مطرح کنید (وکیلی که معامله را از طرف شما انجام داده است) تا او ایشان شما را راهنمایی کند.

روزى روزگارى در تهران!

روزى روزگارى نه چندان دور حدود سى سال پيش در شهر تهران كه ما در آن ساكن بوديم وقتى كه مى رفتيد بانك كه حقوق بگيريد يا چكى داشتيد كه مى خواستيد نقد كنيد بسيار پيش مى آمد كه كارمند بانك چند بسته صدتايى از اسكناسهاى ده تومانى های مستعمل مى گذاشت جلوى شما كه واقعا خرج كردن آنها مصيبت بود. اگر تمام بسته هاى پول را مى گشتيد بندرت يك اسكناس سالم پيدا مى شد تمام آنهاپاره بودند و بسيارى گوشه نداشتند، انگار از جنگ برگشته بودند! خرج كردن آنها واقعا به مهارت خاصى نياز داشت. شايد بسيارى از خوانندگان جوانتر ما اين صحنه ها را نديده باشند اما همسن و سالهاى من حتما بخاطر مى آورند. اين ده تومنى ها را وقتى مى بردى بازار تا جنس بخرى طرف تك تك آنها را معاينه مى كرد و از شما مى خواست برخى را تعويض بفرماييد چون تعدادى از آنها بقدرى درب و داغان بودند اصلا معلوم نبود اسكناس است يا كاغذ پاره، فقط رنگ قرمز آنها مشخص مى كرد زمانى اسكناس بوده اند… گوشه نداشتند يا پوسيده بودند يا اينكه نصف ده تومانى چسبانده شده بود به نصف يك ده تومانى ديگر و شماره دو طرف اسكناس با هم فرق مى كرد… بگذريم از اينكه ارزش آن ده تومانى هاى پاره از چك پول هاى پنجاه هزار تومنى الان بيشتر بود! خلاصه چند بار كه مى رفتيد خريد ته جيب شما چند تا اسكناس باقى مى ماند كه به هيچ دردى نمى خورد. خوش شانس بوديد اگر بانك آنها را براى شما تعويض مى كرد. در ضمن زمان جنگ بود و بعضى اجناس به سختى پيدا مى شد مثل شير و پوشك بچه و بسيارى كالا هاى ديگر كوپنى بود

 
يك شب، از مهمانى بر مى گشتيم و لازم بود اقلامى را براى بچه تهيه كنيم، همه جا تعطيل شده بود و تازه اگر يك مغازه خواربار فروشى پيدا مى كرديم محال بود اين اجناس كمياب را داشته باشد و تازه اگر داشت به مشترى عبورى عرضه نمى كرد بلكه براى مشتريان وفادار خودش نگه مى داشت. از صبح دنبال شير و پوشك چند جا رفته بوديم و پيدا نكرده بوديم ولى همچنان شانس خودمان را امتحان مى كرديم. دير وقت بود و هيچ فروشگاهى باز نبود. با نگرانى به طرف خانه رانندگى مى كردم و همچنان در جستجوى يك فروشگاه كه ناگهان متوجه شدم يك مغازه كوچك با چراغهاى روشن همچون نورى در تاريكى مى درخشد! پارك كردم و به طرف مغازه رفتم. با نا اميدى سراغ مايحتاج بچه را گرفتم. همه را آورد و با روى باز جلوى من روى پيشخوان گذاشت من كه بسيار خوشحال شده بودم دست كردم جيبم و چشمتان روز بد نبيند يك مشت اسكناس پاره پوره! در آوردم و گذاشتم روی پیشخوان! از همان اسكناس هايى كه هيچكس قبول نكرده بود. با خجالت گفتم اين پولها خيلى ناجورو بدرد نخورند الان از خانمم كه داخل اتومبيل نشسته پول بهتر مى گيرم و تقديم مى كنم. ايشان با لبخند گفت مگر اين پولها چه عيبى دارند؟ ايشان هراسكناسى را كه داغان تر و خرابتر بود برداشت و بهتر ها را براى من گذاشت و گفت كه در هر حال فردا پولهايش را در بانك مى گذارد و بهتر است اسكناسهاى سالم پيش من بماند

بعيد مى دانم كه هرگز در عمرم از هيچ فروشگاهى اينقدر راضى و خوشحال خارج شده باشم و تا اين لحظه از عمرم دريافت هيچ سرويسى تا اين حد براى من رضايت بخش بوده باشد. ايشان هيچ دوره اى يا درسى در مورد جلب رضايت مشترى نگذرانده بود ولى از روى غريزه و تجربه ارزش اين رضايت را مى دانست ، سعى مى كرد ساعات طولانى مغازه را باز نگه دارد و مشترى ها را به هر قيمتى راضى روانه كند. اين روزها تهران آنقدر تغيير كرده كه اگر چند سال تشريف نبرده باشيد در پيدا كردن هر آدرسى دچار مشكل مى شويد. اما من بعد از سى سال مى توانم يكراست آن مغازه را كه فقط يكبارشانس خريد از آن را داشتم حتى با چشم بسته پيدا كنم! گاهى از خودم مى پرسم آيا مشترى هاى ما هم در مورد تيم ما چنين احساسى دارند؟ آيا چنين رضايتى از خدمات ما به آنها دست مى دهد؟ مطمئن هستم عموم آنها چنين نظرى در مورد ما دارند، ماهم تلاش مى كنيم كه هر روز بيشتر در جهت رضايت مشترى حركت كنيم….. آن روزها هنوز سيستم هاى مدرن كيفيت به منظور كسب رضايت مشترى متداول نشده بود و امروز هم كه متداول شده متاسفانه اينطرف و آنطرف داستانهاى حيرت آورى شنيده مى شود… مشترى در دفتر بيلدر قرارداد چند ده صفحه اى را امضا كرده كه نه خودش آنرا خوانده و نه وكيلش. خريدار نمى داند ايجنتش كى بوده و نمى داند روز تحويل چه مقدار به چه كسى بايد پرداخت كند. وقتى از وكيلش مى خواهد صورتحساب روز معامله را زودتر برايش آماده كند جواب مى شنود كه بايد منتظر بيلدر بمانيم تا صورتحساب بدهد!! از ايشان مى پرسى كه آيا وامش آماده است جواب مى دهد كه روزى كه «پيش خريد» مى كرده اند به ايشان گفته شده بيلدر خودش براى ايشان وام مى گيرد


يكى از دوستان، هفته پيش از من پرسيد آيا من با «پيش خريد» موافقم يا مخالف؟ خدمتشان عرض كردم با هر خريدى كه خريدارش بداند و آگاه باشد كه چكار دارد مى كند، ايجنت آگاه و دلسوزى داشته باشد و كلا تيمى كه انتخاب مى كند از ايجنت و بازرس ساختمان گرفته تا كارشناس وام و وكيل و غيره همه به شغل خودشان احاطه داشته و در خدمت مشترى باشند در آنصورت من با هر نوع خريدى موافقم! در غير اينصورت با هر خريدى مخالفم!دوستى تعريف مى كرد در ايّام جوانى هنگام عبور از جلوى رستورانى بوى جغور بغور (خوراك دل و جگر يا همان جغول بغول!) او را به داخل رستوران شلوغى در جنوب شهر تهران هدايت مى كند، اما وقتى كه اولين لقمه را در دهان مى گذارد بقدرى اين خوراك ، بد طبخ شده بوده و از آن بدتر بوى ناجورى مى داده كه ايشان همان يك لقمه را هم نمى تواند قورت بدهد و نادم و پشيمان راه خروج در پيش مى گيرد. پس از پرداخت صورتحساب و هنگام ترك محل به صاحب رستوران مى گويد اقلا يك غذايى به مردم بده كه دفعه دوم رغبت كنند به اينجا بر گردند، طرف جواب مى دهد نگران نباش همان يك دفعه كه مى آيند چراغ رستوران را روشن نگه داشته و به كاسبى ما به اندازه كافى رونق داده است!اين هم يك نوع از ارائه سرويس به مشتريست كه رضايت مشترى اصلا برايش اهميت ندارد ولى به لطف مشتريان عبورى چراغشان روشن است. خلاصه كلام اينكه من و شما بعنوان مصرف كننده خودمان بايد به فكر منافع خودمان باشيم. ممكنست هميشه خوش شانس نباشيم و ناغافل جغور بغورى بخوردمان بدهند كه ناراحتى اش سالها ما را رها نكند


اگر پرسشى در زمينه خريد و فروش ملك داريد تعارف نكنيد و براى تعيين وقت ملاقات حتما تماس بگيريد. به اميد ديدار

می خواهید پیش خرید کنید؟

اینها اسامی فقط تعدادی از پروژه های جدید و فراوانیست که پیش فروش آنها در منطقه تورنتو شروع شده است. معیار شما برای پیدا کردن بهترین واحد برای سرمایه گزاری چیست؟

Joy station, Gloucester on yonge, 8 Wellesley, Galleria park 3, Prime condo, Bauhaus condos Reina condos, 1200 Dundas condos, Ambrose, …

سالها بود

ویدئو

سالها بود که هر هفته مطالبی از من در نشریات هفتگی تورنتو چاپ می شد که عمدتا در ارتباط با بازار ملک منطقه تورنتو بود، تا اینکه با شیوع ویروس کووید-۱۹ این ارتباط قطع شد. دوستانی که سال‌ها مطالب من رو مطالعه می کردند و از آن طریق با من در تماس بودند می دانند که قصد من فقط تکرار گزارشات مر بوط به بازار ملک به نحوی که در سایر رسانه ها یافت می شود نیست بلکه همواره تلاش داشتم نکاتی را مطرح کنم که سایر منابع به آن توجهی نمی کنند یا نمی خواهند توجه کنند! مدتها بود که می خواستم این ارتباط را دوباره شروع کنم ولی کیفیت کار از نظر فنی نظرم رو تامین نمی کرد تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم کار رو با هر کیفیتی که مقدوره شروع کنم! مهم اینه که احساس می کنم حرفهایی دارم که مهمه و باید گفته بشه! و بهتره که شنیده بشه حتی اگر از نظر کیفیت تهیه ویدئو ها خیلی پیشرفته -نیست! به قول خواننده فقید

‌صِدام چه خوب چه بد صِدا بهانه است …. از احساس لبریزه آوازه خون نه آواز

کامران انواری ۱۱ مارچ ۲۰۲۱

بازار ملك تورنتو، همان روال هميشگى!

Photo by Huy Quang Nguyu1ec5n on Pexels.com

هر سال نزدیک به بيست و پنج هزار واحد كاندو در اين شهر پيش فروش مى شود. شايد بيش از شصت در صد واحدها توسط سرمايه گذاران خريدارى تا در نهايت به مصرف كنندگان نهايى اجاره داده شوند. سرمايه گذارانى كه اگرچه  تمام تقصير گران شدن مداوم اين كالا به گردن آنها مى افتد اما اگر آنها وجود نداشتند واز صحنه خريد و فروش اين كالا حذف مى شدند شايد برج سازان ديگر انگيزه اى براى توليد اين حجم كاندو نداشتند، اما چرا آن مستاجران يا ساكنين نهايى اين واحدها خودشان اين واحدها را از بيلدر نمى خرند؟ چندين دليل دارد، بطور مثال ، قيمتها بالاست و پيش پرداخت لازم را نمى توانند تهيه كنند، يا اينكه تازه وارد هستند و تصميم دارند چندسالى مستاجر باشند تا با محيط جديد آشنا شونديا علاقه اى به خريد ندارند و با اجاره نشينى راحت تر هستند، شايد نمى توانند وام بگيرند و عده اى هم سالهاست اعتقاد دارند كه اين افزايش قيمت ها مصنوعيست و روزى اين حباب قيمت مى تركد و معتقدند اگر انسان در آن روز موعود مستاجر باشداز نظر مالى صدمه كمترى مى خورد.از طرف ديگر برج سازان هر روز واحدها را كوچك تر مى كنند تا تعداد بيشترى واحدمسكونى توليد كنند و بفروشند. آشپزخانه ها ديگر اتاقى مجزا نيستند و بصورت خطى، بخشى از اتاق نشيمن تلقى مى شوند. وجود ورودى محصور و راهرو براى رسيدن به اتاق ها ديگر بى معنى شده و معمولا در واحد را كه باز مى كنى وارد آشپزخانه يا همان اتاق نشيمن هستى و همان دم در بايد بنشينى! حتى كم كم وجود بالكن هم مفهوم خودش را از دست مى دهد تصور بفرماييد كه آن پنجاه يا شصت فوت مربع كه بعنوان بالكن معمولا استفاده اى ندارد اگر داخل اين واحد كوچك بود، بخشى از مشكلات كمبود جا را مى توانست حل كند. در هر حال تيم ما هم مانند بسيارى از همكاران ديگر، اين روزها مشغول فروش همين واحدها به مشترى هايمان است اما روش ما متفاوت است به جاى » عجله كنيد كه غفلت موجب پشيمانيست» ترجيح مى دهيم كه با شما ساعتى را در دفتر كارمان سپرى كنيم ، نياز واقعى شما را بررسى كنيم و آنچه كه واقعا براى شما مناسب است پيدا كنيم در اينصورت يك دوست و مشترى خوب پيدا خواهيم كرد كه مانند مشترى هاى قبلى، تيم ما را براى خريد و فروش به ديگران معرفى مى كند. در هر حال علاوه بر اينكه بسيار در زمينه خريد و فروش آپارتمان فعال هستيم همواره مشغول آماده سازى خانه های مشتریان براى فروش هستيم ، چندين پروژه پيش فروش خوب براى معرفى به شما داريم و فهرستى از خريداران انواع ملك، بنابرين اگر فروشنده ملك هستيد ممكنست خريدار آماده اى براى ملك شما داشته باشيم. در مورد مناطقى كه مورد توجه جامعه ايرانى كلانشهر تورنتو است مثل ويلوديل، ريچموندهيل و اخيرا نيوماركت و آرورا اگر مى خواهيد گزارشى از خريد و فروش ملك در اين مناطق براى شما ارسال كنيم از طريق ايميل با ما تماس بگيريد. بازار ملك در چند ماه آينده در تمام بخشها داغ خواهد شد، حجم معاملات در حال افزايش است كه موجودى بازار را كاهش مى دهد و كاهش نرخ بهره و سیل مهاجران جدید بعد از واکسیناسیون جهانی آخرين قطعه پازل افزايش بيشتر قيمتها را تكميل خواهد كرد

رضايت مشترى

Photo by Ketut Subiyanto on Pexels.com

 زمانى نه چندان دور وقتى كه هنوز سيستم هاى كنترل كيفيت در كالج ها و دانشگاه ها تدريس نمى شد بقالى ها و فروشگاه هاى محلات تهران جمله معروفى را بالاى سر فروشنده با حروف درشت مى نوشتند » هدف ما جلب رضايت مشترى است» اما در قرن بيست و يكم در اين شهر گاهى داستانهاى حيرت انگيزى مى شنويم كه به سختى باور كردنى است.مشترى در دفتر بيلدر قرارداد چند ده صفحه اى را امضا كرده كه نه خودش آنرا خوانده و نه وكيلش. خريدار نمى داند اجنتش كى بوده و نمى داند روز تحويل چه مقدار به چه كسى بايد پرداخت كند. وقتى از وكيلش مى خواهد صورتحساب روز معامله را زودتر برايش آماده كند جواب مى شنود كه بايد منتظر بيلدر بمانيم تا صورتحساب بدهد!! از ايشان مى پرسى كه آيا وامش آماده است جواب مى دهد كه روزى كه «پيش خريد» مى كرده اند به ايشان گفته شده بيلدر خودش براى ايشان وام مى گيرد 
يكى از دوستان، هفته پيش از من پرسيد آيا من با «پيش خريد» موافقم يا مخالف؟ خدمتشان عرض كردم با هر خريدى كه خريدارش بداند و آگاه باشد كه چكار دارد مى كند، اجنت آگاه و دلسوزى داشته باشد و كلا تيمى كه انتخاب مى كند از اجنت و بازرس ساختمان گرفته تا كارشناس وام و وكيل و غيره همه به شغل خودشان احاطه داشته و در خدمت مشترى باشند در آنصورت من با هر نوع خريدى موافقم! در غير اينصورت با هر خريدى مخالفم!دوستى تعريف مى كرد در ايّام جوانى هنگام عبور از جلوى رستورانى بوى جغور بغور (خوراك دل و جگر يا همان جغول بغول!) او را به داخل رستوران شلوغى در جنوب شهر تهران هدايت مى كند، اما وقتى كه اولين لقمه را در دهان مى گذارد بقدرى اين خوراك ، بد طبخ شده بوده و از آن بدتر بوى ناجورى مى داده كه ايشان همان يك لقمه را هم نمى تواند قورت بدهد و نادم و پشيمان راه خروج در پيش مى گيرد. پس از پرداخت صورتحساب و هنگام ترك محل به صاحب رستوران مى گويد اقلا يك غذايى به مردم بده كه دفعه دوم رغبت كنند به اينجا بر گردند، صاحب رستوران جواب مى دهد كه نگران نباش همان يك دفعه كه مى آيند چراغ رستوران را روشن نگه داشته و به كاسبى ما به اندازه كافى رونق داده است!اين هم يك نوع از ارائه سرويس به مشتريست كه رضايت مشترى اصلا برايش اهميت ندارد ولى به لطف مشتريان عبورى چراغشان روشن است. خلاصه كلام اينكه من و شما بعنوان مصرف كننده خودمان بايد به فكر منافع خودمان باشيم. ممكنست هميشه خوش شانس نباشيم و ناغافل جغور بغورى بخوردمان بدهند كه ناراحتى اش سالها ما را رها نكند
اگر پرسشى در زمينه خريد و فروش ملك داريد تعارف نكنيد و حتما تماس بگيريد 

آیا ویروس کووید-۱۹، سلیقه شما در انتخاب خانه را تغییر داده است؟

Photo by Polina Tankilevitch on Pexels.com

دولت ها براى كنترل بيمارى از مردم مى خواهند كه از منزل خارج نشوند، هشتك در خانه بمانيد و گرنه ممكنست هشتك دستگير شويد! دليلى كه براى اينكار دارند خيلى ساده است. مى گويند اگر همه مردم با هم بيمار شوند سيستم درمانى قدرت مواجه با آن را ندارد. درنتيجه بايدكم كم و بتدريج ويروس را منتشر كنيم و باعث مختل شدن سيستم ناقص و ناكارآمدى كه دولتها براى ما فراهم كرده اند نشويم. بنابرين با ماندن در خانه و گرفتن يك مستمرى ناچيز بتدريج و يكى يكى بيمار خواهيم شد تا زحمت كمترى براى دولت داشته باشيم. باشد، اين بار هم حرف گوش مى كنيم و به داخل خانه رفته چند هفته اى تحمل مى كنيم. هر چه باشد اين دولت ها را خودمان انتخابكرده ايم! خوب اجازه بدهيد ببينيم اين خانه كه قرار است برويم داخلش چه جور امكاناتى دارد. ماندن درخانه هايى كه حياط و باغچهدارند بخصوص با شروع فصل بهار ممكنست خيلى هم جذاب باشد. بچه ها مى توانند در حياط بازى كنند، بزرگترها هم با گلكارى و قدمزدن در حياط و انجام كارهاى عقب افتاده در منزل اوقات نسبتا مفيدى داشته باشند. اما داغترين بخش بازار مسكن در چندسال گذشتهكاندوآپارتمان بوده است. اين شكل منزل كه در سالهاى دور همان طور كه در كاندوهاى قديمى مشاهده مى شود بسيار جادار و فراخطراحى و ساخته مى شد، با داغ شدن بازارش هر روز كوچكتر و كوچكتر شد. بطوريكه در عمارتهاى جديد اكثر واحدها چهل، پنجاه وشصت مترى هستند با آشپزخانه هاى خطى كوچكى كه بخشى از اتاق نشيمن را تشكيل مى دهند. اتاق خوابهايى كه پنجره ندارند و بادر هاى كشويى و شيشه اى از اتاق نشيمن نور مى گيرند، اتاق نشيمنى كه قبلا خودش از پنجره بالكن دريافت كننده نور طبيعى بوده تاوقتى كه زمين كوچك آن طرف خيابان را يك برج ساز خريد و برجى جديد بنا كرد. حالا البته با شرايط جديد از نور طبيعى ديگر خبرىنيست كه بالكن دريافت كند بدهد به اتاق نشيمن و مازادش از طريق در شيشه اى و كشويى برود به اتاق خواب.

چند وقت پيش يكى از  مجلاتى كه در مورد كاندو و طراحى داخلى آپارتمان مى نويسند و بيشتر مطالبش را تبليغات برج سازان تشكيلمى دهد ورق مى زدم، مطلبى از يك طراح ديدم كه نوشته بود شما اصلا احتياجى به نگه داشتن گياه زنده داخل آپارتمان نداريد، براحتىمى توانيد از گلهاى  مصنوعى كه ما براى اينكار طراحى كرده ايم استفاده كنيد! گياه طبيعى احتياج به آب، نگهدارى و نور! دارد و درزندگيهاى شلوغ امروزى وقت اين كارها نيست. اما گلهاى مصنوعى همان زيبايى را بدون زحمت نگه دارى براى شما تامين مى كند. پيشخودم فكر كردم بله گياه طبيعى در اين كاندو هايى كه اخيرا شما طراحى مى كنيد جان بدر نمى برد! در يك صفحه ديگر مجله نوشته شدهبود كه امروزه مردم كاندو آپارتمان را به عنوان خانه قبول كرده اند! و ديگر حوصله داشتن حياط و چمن و اتاق هاى بزرگ را ندارند. دليلشهم صف هاى» پيش خريد» كاندو جلوى دفاتر فروش است. منظور مردم از خانه همين واحدهاى چهل پنجاه متريست كه آشپزخانه و اتاقنشيمن و اتاق خوابش در هم ادغام شده است. ايشان در مقاله اش اضافه كرده بود در عوض اين برج ها استخر دارند، اتاق هاى بازى،ورزش و مهمانى دارند حتى در يكى از طبقات بالا اتاقى با شيشه هاى قدى براى تماشاى منظره وجود دارد كه ساكنين ساختمان مىتوانند بعد از كار روزانه ساعتى را در اين محل صرف ودر همان محل نورگيرى كنند! در واقع صاحبان كاندو فقط براى خوابيدن به داخلكابين خودشان خواهند رفت….

حالا دولت انتاريو براى حفظ سلامتى شما مى خواهد كه تا اطلاع بعدى به داخل همين منازل رفته فاصله حداقل دو مترى را با ديگرانحفظ كنيد. مديريت ساختمان براى حفظ سلامتى شما تمام اتاق هاى ورزش ، استخر و اجتماعات را تعطيل كرده است. اتاق تماشاىمنظره و نورگيرى هم به دليل جلو گيرى از ازدحام تعطيل است. هيچ دليلى براى خارج شدن از كابينى كه خودتان به عنوان «خانه» انتخاب كرده ايد نداريد. در صورت خروج از منزل ممكنست با جريمه روبرو شويد. در همين زمان برج سازان و طراحان گياهان مصنوعىبه اتفاق مخترعان آشپزخانه خطى و اتاق خوابهاى» در كشويى » داخل خانه هاى ويلايى، كنار استخر هاى شخصى يا در پنت هاوسهاى وسيع كه همه امكانات رفاهى را دارد و در منازلى كه خودشان انتخاب كرده اند در فكر پروژه هاى آينده شان هستند. آدمهاى موفقبيكار نمى نشينند. آنها احتمالا مشغول طراحى خانه هايى هستند كه در آينده قرار است ما مردم براى خودمان انتخاب كنيم. پرسش مهماين است كه مردم بعد از اين بحران دنبال چه جور خانه هايى خواهند بود؟

خانه؟ كدام خانه؟

Photo by yentl jacobs on Pexels.com

دولت ها براى كنترل بيمارى از مردم مى خواهند كه از منزل خارج نشوند، هشتك در خانه بمانيد و گرنه ممكنست هشتك دستگير شويد! دليلى كه براى اينكار دارند خيلى ساده است. مى گويند اگر همه مردم با هم بيمار شوند سيستم درمانى قدرت مواجه با آن را ندارد. در نتيجه بايدكم كم و بتدريج ويروس را منتشر كنيم و باعث مختل شدن سيستم ناقص و ناكارآمدى كه دولتها براى ما فراهم كرده اند نشويم. بنابرين با ماندن در خانه و گرفتن يك مستمرى ناچيز بتدريج و يكى يكى بيمار خواهيم شد تا زحمت كمترى براى دولت داشته باشيم. باشد، اين بار هم حرف گوش مى كنيم و به داخل خانه رفته چند هفته اى تحمل مى كنيم. هر چه باشد اين دولت ها را خودمان انتخاب كرده ايم! خوب اجازه بدهيد ببينيم اين خانه كه قرار است برويم داخلش چه جور امكاناتى دارد. ماندن درخانه هايى كه حياط و باغچه دارند بخصوص با شروع فصل بهار ممكنست خيلى هم جذاب باشد. بچه ها مى توانند در حياط بازى كنند، بزرگترها هم با گلكارى و قدم زدن در حياط و انجام كارهاى عقب افتاده در منزل اوقات نسبتا مفيدى داشته باشند. اما داغترين بخش بازار مسكن در چندسال گذشته كاندوآپارتمان بوده است. اين شكل منزل كه در سالهاى دور همان طور كه در كاندوهاى قديمى مشاهده مى شود بسيار جادار و فراخ طراحى و ساخته مى شد، با داغ شدن بازارش هر روز كوچكتر و كوچكتر شد. بطوريكه در عمارتهاى جديد اكثر واحدها چهل، پنجاه و شصت مترى هستند با آشپزخانه هاى خطى كوچكى كه بخشى از اتاق نشيمن را تشكيل مى دهند. اتاق خوابهايى كه پنجره ندارند و با در هاى كشويى و شيشه اى از اتاق نشيمن نور مى گيرند، اتاق نشيمنى كه قبلا خودش از پنجره بالكن دريافت كننده نور طبيعى بوده تا وقتى كه زمين كوچك آن طرف خيابان را يك برج ساز خريد و برجى جديد بنا كرد. حالا البته با شرايط جديد از نور طبيعى ديگر خبرى نيست كه بالكن دريافت كند بدهد به اتاق نشيمن و مازادش از طريق در شيشه اى و كشويى برود به اتاق خواب

چند وقت پيش يكى از مجلاتى كه در مورد كاندو و طراحى داخلى آپارتمان مى نويسند و بيشتر مطالبش را تبليغات برج سازان تشكيل مى دهد ورق مى زدم، مطلبى از يك طراح ديدم كه نوشته بود شما اصلا احتياجى به نگه داشتن گياه زنده داخل آپارتمان نداريد، براحتى مى توانيد از گلهاى مصنوعى كه ما براى اينكار طراحى كرده ايم استفاده كنيد! گياه طبيعى احتياج به آب، نگهدارى و نور! دارد و در زندگيهاى شلوغ امروزى وقت اين كارها نيست. اما گلهاى مصنوعى همان زيبايى را بدون زحمت نگه دارى براى شما تامين مى كند. پيش خودم فكر كردم بله گياه طبيعى در اين كاندو هايى كه اخيرا شما طراحى مى كنيد جان بدر نمى برد! در يك صفحه ديگر مجله نوشته شده بود كه امروزه مردم كاندو آپارتمان را به عنوان خانه قبول كرده اند! و ديگر حوصله داشتن حياط و چمن و اتاق هاى بزرگ را ندارند. دليلش هم صف هاى» پيش خريد» كاندو جلوى دفاتر فروش است. منظور مردم از خانه همين واحدهاى چهل پنجاه متريست كه آشپزخانه و اتاق نشيمن و اتاق خوابش در هم ادغام شده است. ايشان در مقاله اش اضافه كرده بود در عوض اين برج ها استخر دارند، اتاق هاى بازى، ورزش و مهمانى دارند حتى در يكى از طبقات بالا اتاقى با شيشه هاى قدى براى تماشاى منظره وجود دارد كه ساكنين ساختمان مى توانند بعد از كار روزانه ساعتى را در اين محل صرف ودر همان محل نورگيرى كنند! در واقع صاحبان كاندو فقط براى خوابيدن به داخل كابين خودشان خواهند رفت 

حالا دولت انتاريو براى حفظ سلامتى شما مى خواهد كه تا اطلاع بعدى به داخل همين منازل رفته فاصله حداقل دو مترى را با ديگران حفظ كنيد. مديريت ساختمان براى حفظ سلامتى شما تمام اتاق هاى ورزش ، استخر و اجتماعات را تعطيل كرده است. اتاق تماشاى منظره و نورگيرى هم به دليل جلو گيرى از ازدحام تعطيل است. هيچ دليلى براى خارج شدن از كابينى كه خودتان به عنوان «خانه» انتخاب كرده ايد نداريد. در صورت خروج از منزل ممكنست با جريمه روبرو شويد. در همين زمان برج سازان و طراحان گياهان مصنوعى به اتفاق مخترعان آشپزخانه خطى و اتاق خوابهاى» در كشويى » داخل خانه هاى ويلايى، كنار استخر هاى شخصى يا در پنت هاوس هاى وسيع كه همه امكانات رفاهى را دارد و در منازلى كه خودشان انتخاب كرده اند در فكر پروژه هاى آينده شان هستند. آدمهاى موفق بيكار نمى نشينند. آنها احتمالا مشغول طراحى خانه هايى هستند كه در آينده قرار است ما مردم براى خودمان انتخاب كنيم. پرسش مهم اين است كه مردم بعد از اين بحران دنبال چه جور خانه هايى خواهند بود؟